تبليغاتX
رضا محمدی تبار

رضا محمدی تبار

mahnajm@yahoo.com

سرما و گرفتاری های مردم

بیرون رفتن این روزا خیلی سخته!

آخه سرما و یخ بندون همه جا رو فرا گرفته!

تقریبا در هر یک دقیقه یک نفر روی یخ ها سر می خوره و زمین می خوره و کلی هم خجالت می کشه!

خدا به دادمون برسه!

ما آدما نه تحمل گرما رو داریم و نه سرما!

واقعا که ضعیفیم!

***

گرفتاری های هم که یکی پس از دیگری اضافه می شه!

هر روز که می گذره ، می بینی که به تعداد مشکلاتت افزوده شده!

واقعا که تورم و در به دری مردم ، خیلی خیلی زیاد تر از اینه که به قلم بیاد!

الهی به امید تو!

***

برای ارتباط با اینجانب رضا محمدی تبار از طریق ایمیلها و تلفن های ذیل عمل فرمایید:

rezamohammaditabar@gmail.com

mahnajm@yahoo.com

09121536406

02517738160

منتظر ارتباط گرم و صمیمی و پیشنهادهای سازنده ی شما عزیزان هستم.

رضا محمدی تبار

قم

+ نوشته شده در  16 Jan 2008ساعت 2 PM  توسط رضا محمدی تبار 

اندر مضرات تجدد افراطی

زندگی ، این روز ها کاملا مدرن و پیشرفته شده و به اصطلاح مردمی اش ، همه چیز راحت شده است. باید در نظر گرفت که این مدرنیزه شدن و این ظواهر ترقی را باید تا چه حد در هر اقلیم و منطقه ، تجربه کرد.

شما گمان میکنید که خیابان و کوچه ی  آسفالته یا مزایک شده ، بهتر از کاه گل و سبک های قدیمی است. ولی اینطور نیست! امروزه تحقیقات نشان داده اند که پیاده روی روی سطح سخت مثل مزایک و آسفالت و سیمان و غیره ، بزرگترین ضرر و آسیبش به چشم و اعصاب چشم و به طور کلی اعصاب انسان است. بررسی کنید میانگین عینکی شدن افراد شهری را با روستاهای دور افتاده که هنوز یک سر آثار ابتدایی تجدد و ترقی به آنجا نرسیده است. نیز بررسی کنید آمار خرد بودن اعصابها در این دوره را با دوره های قبل و یا قبل تر! در مباحث ورزشی نیز دویدن و تمرین روی جاهای سخت را نهی می کنند و اگر دیده باشید ، امروزه که بحث علمیت ورزشها بیشتر مطرح شده، در ورزشهای رزمی مثل کاراته ، دیگر روی زمین سخت و مزایک و آسفالت تمرین نمی کنند. بلکه تشک های  مخصوص دارند که ضربه را کنترل می کند و ....

از جمله مضرات آسفالت خیابانها این است که برف و باران به زمین نفوذ نکرده و برفها یخ میزنند و از آن اثری که برای کشاورزی و آب و هوا باید داشته باشند ، کاسته می شود. بارانها بر آسفالت خیابانها و کوچه ها حرکت و شستگی سطح زمین  و در نتیجه به هم خوردن و نامنظم کردن جو و آب و هو و آسیب پذیری در مقابل زلزله و سیل را به ارمغان می آورند.

نیز آسفالتها مانع می شوند که زمین بخارات و گازهایش را ذره ذره و در هر زمان که صلاح دید ، خارج کند. این موضوع نیز در شدید شدن اثر زلزله و افزایش گرمای زمین و بی حاصل بودن زمین های کشاورزی و حتی خرد شدن اعصاب مردم ، بسیار موثر است.

اگر دیده باشید پشت بامهای کاهگلی زود برفش را آب می کند. ولی پشت بام های ایزوگامی من و شما تا مدتها برف را به حالت یخ زده نگه میدارد و از عمر ساختمان می کاهد.

در آموزه های نظامی نیز هست که موج انفجار در زمین های سخت بر اثر برگشت های مکرری که دارد بیشتر است. مثلا در صورت بروز جنگ ، تلفات جانی  و مالی در خانه هایی که از ابزاری مثل سیمان و سنگ و آهن و آسفالت و مزایک ساخته شده اند به مراتب بیشتر از خانه هایی است که با خشت و گل و گاهگل و چوب و ابزاری اینچنینی ساخته  شده اند.

 من طرفدار سنتی محض زندگی کردن نیستم ولی می گویم که حتما باید راهی باشد که تا آنجا که ممکن است غرق در تجدد و مضراتش نشویم. مثلا چه می شود که کوچه ها و خیابانها به جای آسفالت های امروزی ، آجر فرش شوند. هم قشنگ تر است و هم با صفا و هم علمی؟!!!!!

پیشرفت و ترقی خوب است ولی به شرطها و شروطها!

یکی دیگر از مظاهر تجدد همین بحث موتور های آب است که اساس کشاورزی منطقه را به نابودی کشانده است. در قدیم با سیتم قنات های متدوال، کشاورزی رونق خوبی داشت. ولی امروزه این چاههای بی حد و حصر همه مسائل فنی آبیاری و کشاورزی را به هم ریخته و منابع زیر زمینی را مختل کرده است. اکثر قناتها از کار افتاده و به مرور زمان ، چاههایی هم که با موتور آب کار می کرد، کم آب یا بی آب شده اند.

در سیستم قنات که توسط کارشناس و اهل خبره طرحی و احداث می شد، محل منبع و سفره زیر زمینی آب تشخیص داده می شد ، و آب را از زیر زمین به همه ی نقاط حاصل خیز که در سرازیری اش قرار داشت ، می فرستادند. همه چیزش هم معلوم است. اما در سیستم موتور آبها ، اولا از پایین و منابع زیر زمینی هیچ خبری ندارند. ثانیا اینقد می کشند که آبش تمام می شود و بعد جای دیگر را می کنند و اینقدر این طرف و آن طرف زمین را سوراخ می کنند تا یک جایی بالاخره جواب بدهد و آب بیرون آید.

این مساله باعث می شود که انسجام سفره های آبی زیر زمینی به علت سوراخهای بی حد و حصر بر روی پوسته ، از بین برود و کم آبی همان چیزی که امروزه به وفور شاهدش هستیم، دامن ما را می گیرد و طبیعت خشم خود را به ما نشان می دهد.

این معضل به ظاهر کوچک ، باعث مهاجرت روستائیان به شهر ها و در نتیجه تخریب نظام کشاورزی شده است. گرانی محصولات نیز از آن جمله است. به علاوه با سیل مهاجرت روستائیان به شهرها بازار کار خراب می شود و بیکاری نیز به ارمغان می آید. و ....

امیدوارم که روزی برسد که انسان هر چیزی را چشم و گوش بسته ، صرف دیدن ظاهر فریبنده اش ، نپذیرد . بلکه آن را تحلیل و بررسی و به شور و مشورت بگذارد.

ترقی و پیشرفت خوب است ولی به شرط اینکه هویت و اصالت خود را هم حفظ کنیم و خود را به دست باد ندهیم که معلوم نیست سر از کجا در می آوریم.

این گفتار ادامه هم  دارد......

برای ارتباط با اینجانب رضا محمدی تبار از طریق ایمیلها و تلفن های ذیل عمل فرمایید:

rezamohammaditabar@gmail.com

mahnajm@yahoo.com

09121536406

02517738160

منتظر ارتباط گرم و صمیمی و پیشنهادهای سازنده ی شما عزیزان هستم.

رضا محمدی تبار

قم

+ نوشته شده در  15 Jan 2008ساعت 8 PM  توسط رضا محمدی تبار 

باز هم درباره لیسانس بدون دیپلم و بدون دانشگاه

بنا بر مصوبه مجلس در سال ۱۳۷۵ وزارت آموزش عالی موظف به اعطای لیسانس به حفاظ کل قرآن گشت. در پی آن حضرات آموزش عالی، متاسفانه از اجرای این دستور و مصوبه مجلس سرباز زده و پس از ده سال آنهم در پی شکایتی که برخی از قاریان و اساتید و حافظان و تهیه کنندگان برنامه های فرهنگی و قرآنی از آموزش عالی به دیوان عدالت اداری داشتند، بالاخره جناب آموزش عالی برنامه اعطای لیسانس به حافظان قرآن را چنین مقرر داشت که:

حافظان کل قرآن کریم ابتدا باید در آزمون  و کنکور کارشناسی ارشد رشته علوم قرآ و حدیث کد ۱۱۱۱ شرکت کرده تا پس از احراز قبولی و رتبه علمی از آنها برای آزمون حفظ کل قرآن به همراه ترجمه و مفاهیم که توسط اساتید سخت گیری در اوقاف و امور خیریه مرکز برگزار می شود، دعوت به عمل می آید. گذشته از اینکه این موضوع تماما خواسته و دستور مجلس نیست. بلکه وزارت علوم و سازمان سنجش و اداره اوقاف و امور خیریه اهمال کاری های زیادی در اجرای این قضیه تا به حال مبذول داشته اند، ولی بالاخره این کار از سال ۱۳۸۴ آغاز گشته و شکر خدا ادامه هم دارد.

در پی این اجرای ۵۰ درصدی یکی از قانون های مجلس شورای اسلامی که همگی با رای من و شما به آن خانه رفته اند، عده ای بی توجه به اینکه باید به رای مردم و نمایندگان مردم احترامی بگذارند، دایم در پی اشکال تراشی و بهانه جویی و خدشه وارد کردن در این موضوع هستند.

در جواب این عزیزان مختصرا می گویم که:

به نظر من این حق مسلم حفاظ است که به آنها لیسانس داده شود. اگر کسی مخالف است نباید حرفهایش باد هوا باشد.  بلکه برود و فقط یک جز از 30 جز قرآن را حفظ کند و ببیند که چه زحمت و مشقتی دارد. به علاوه اینکه حافظان کل قرآن پس از مرحله ی حفظشان باید آزمون کارشناسی ارشد را بدهند و سپس در امتحان ترجمه و مفاهیم و حفظ کل از آنها آنهام از بعضی از آنها که رتبه بالاتری دارند دعوت می شود.
پس اینقدر در بوق و کرنا نکنید و این مساله را تحریف نکنید. این به دور از انصاف است که شما چیزی را که از آن اندک اطلاعی ندارید، صرف یک پلاکارد یا آگهی که دیده اید قضاوت های عاجلانه و غلط کنید. توجه داشته باشید که این مصوبه مجلس است و همه ی ما موظفیم به قانونی که خودمان به نمایندگان و واضعینش رای داده ایم احترام بگذاریم.

....

این نوشتار ممکن است که ادامه هم داشته باشد. جهت اطلاع بیشتر از کم و کیف این موضوع و مسائل جانبی اش با من  از طریق ایمیل و تلفن در تماس باشید:

09121536406

02517738160

mahnajm@yahoo.com

rezamohammaditabar@gmail.com

www.nopi.parsiblog.com

www.nopi.blogfa.com

رضا محمدی تبار

قم المقدسه

+ نوشته شده در  9 Jan 2008ساعت 11 AM  توسط رضا محمدی تبار 

به بهانه نظم نوین جهانی

نظم، امور را به طور چشگیری گشترش می دهد. با نظم می توان به همه کارها رسید

و با نظم می توان کارهایی کرد شگرف.

من و تو بر اساس نظم و تدبير به دنيا آمده ايم و نه بر اساس بي تدبيري  و ناهماهنگي

در دنياي كنوني كه خيلي از تئوريسين ها و مناديان عزت و سرافرازي بشرت، دلسوزانه به فكر نظم نوين جهاني افتاده اند، به نظرم رسيد كه مطالبي را به همين بهانه به ياد گار بنويسم. تا شايد كه تعقل كنيم و اين تفكرمان به عمل و آينده و برنامه هايمان نيز كمكي نمايد.

گویند که چنگیزی بوده و ظلمها روا داشته؛

گویند که هیتلری آمده و ریشه و بن و بنای کشورهایی را به طور کل در هم شکسته؛

گویند و در تاریخ ها آورده اند که چه ظلمها بر مردم بی گناه و ستم دیده روا داشته شده؛

نیز گفته شده که عربها به طرز وحشیانه ای ایران را تسخیر کرده و به اصطلاح اسلام را گسترش داده اند. البته آنچه که ما از تاریخ محمد آخرین پیامبر خدا شنیده ایم حاکی از رافت و شفقت و مهربانی و مرامی نیکو و اصلاح گرانه بوده است و کریمه ی «لا اکراه فی الدین» به خوبی اجرا شده است. و آنچه هم منقول است ، مربوط به دوران پس از پیغمبر است که نباید به پای اسلام ناب محمدی تمام شود.

خلاصه در سرتاسر تاریخ از ظلم بربرها ، افغانها، عربها، مغولان، رومیان، ترکان و چه بسا ایرانیان به سایر ملل و ادیان ، نقل ها شده و باز هم می شود.

اما من می گویم که تاریخ یعنی تاریک!

و بر این ادعا مصر هم هستم.

همه ی آنچه من و شما شنیده ایم خبر است  در خبر صدق و کذب هست. وانگهی آنچه ما از دوران و حوادثی می شنویم، همه ی آنچه رخ داده است نیست. بلکه تنها قسمتهایی است که از دید هر یک از تاریخ نویسان ، آن هم به بیان همانها، مخفی نمانده است. وگرنه مطالب هر یک از وقایع تاریخی بیش از این حرفها می باشد. و می طلبد که تاریخ نویسان و متفکران و دانشمندان، به کنکاش و تکاپوی بیشتری در این زمینه بپردازند.

ولی آنچه مهم است وحدت و یکپارچگی و نظم نوین جهانی است که گوشه ای از آن تحت عنوان وحدت ملی و انسجام اسلامی در کشور ما مطرح گردیده است.

اگر دنيا با هم متحد شوند و دست از خونريزي و بگير و ببند بر دارند و تئوري دهكده جهاني محقق شود و نظم نوين جهاني ، فقط در مرحله حرف و فرضيه نباشد و همه با هم يكي شويم، اين به نفع همه و به نفع نسل بشر و آيندگان ماست.

حاصل اين همه جنگ بين سپاه ايران و روم چه بود؟

حاصل جنگهاي صليبي چه بود؟

ثمره جنگها و كشور گشايي هاي صدام و هيتلر و چنگير و محمود افغان و روميان و تركان عثماني و .... چه بوده است؟

آيا جز گرفتن غنايم و زمينهاي همديگر و تخريب فرهنگهاي همديگر و اضافه كردن به خيل زنان بي سرپرست و يتيمان و در نتيجه اضمحلال و سستي فرهنگ جوامع بوده است؟

چرا بايد سر سربداران به دار رود؟ گناهشان چه بوده است؟

گناه امام حسين و يارانش و مسلم و دو طفل معصومش چه بوده اس؟

علي اصغر شيرخواره چه گناهي داشته؟

گناه آن 500 سرباز كه اسير خودكامگي يك انسان خودكامه در زمان رضا خان كه ميخواسته به منطقه آذربايجان حكومت كند و تنها براي ايجاد رعب و وحشت در سايرين حاضر شده كه آنها را بكشد و شكم آنها را تك به تك خالي كند و سر هر يك از آنها را ببرد و در شكم ديگري جاي دهد، چه بوده است؟

گناه مردم قم و شوشتر و خراسان و كرمان و فارس و ري و جاهاي ديگر ايران كه اسير شهوت و وحشي گري سردران عرب و به نام اسلام شده بود و به طرز فجيع و به نامردي تمام كشته شده اند،‏ چه بوده است؟

و خلاصه در سراسر تاريخ از اين قتل و غارت ها و اسارت ها و معلول كردنها و مجروح كردن ها ، زياد مي شنويم. 

و در نمونه تاريخي اخيرش كه جنگ هشت ساله ايران و عراق بود، به چشم خود شهدا و جانبازان و مجروحان جنگي و شيميايي، اعم از نظامي و غير نظامي را هم ديديم و شنيديم.

نكته اينجاست كه حال چه بايد كرد؟

آيا بايد به خونخواهي قبلي ها ، ما نيز به كشتار و انتقام ادامه دهيم؟

و يا در پي نظم نوين جهاني باشيم و رها كنيم ريشه هاي دشمني و نفاق و جدايي را؟

آيا بهتر اين نيست كه همه در كنار هم اعم از عرب و فارس و هندي و افغان و اوپايي و .... زندگيي در كمال صلح و آرامش داشته باشيم و حافظ مال و آبرو  و شخصيت انساني باشيم و هرگز به محدوده ي همديگر تجاوز نكنيم؟

پداران و گذشتگان ما هر چه كردند،‏ خودشان هم بايد پاسخ گو باشند. ما چه بايد بكنيم؟ دشمني و كينه كه دردي را دوا نمي كند! اصلاح و سازندگي و اتحاد و وحدت است كه بشر را به جايي مي رساند.

از طرفي امام زمان نيز در وقت تشريف فرمايي شان جهان را نظم و سامان خواهند داد. لذا چه بهتر كه به عنوان مقدمه ي ظهور هم كه شده،‏ به نظم نوين جهاني بپردازيم و بگذاريم هر كس هم كه ادعاي نظم نوين جهاني دارد،‏ طرح ها و اقدامات كاربردي اش را به منصه ي ظهور برساند. خدا را چه ديديد،‏ چه بسا هر يك سبب خير گردند و زمينه را براي ظهور منجي باز كنند.

 اين نوشتار ادامه دارد..................

برای ارتباط با اینجانب رضا محمدی تبار از طریق ایمیلها و تلفن های ذیل عمل فرمایید:

rezamohammaditabar@gmail.com

mahnajm@yahoo.com

09121536406

02517738160

منتظر ارتباط گرم و صمیمی و پیشنهادهای سازنده ی شما عزیزان هستم.

رضا محمدی تبار

قم

 

+ نوشته شده در  8 Jan 2008ساعت 2 PM  توسط رضا محمدی تبار 

چهارده معصوم علیهم السلام ، معصومند و جز این هم نیست:

در یکی از وبلاگها خواندم که از قول امام حسین نوشته بود که امام حسین به فرماندار یا استاندار ری نامه نوشته و بیان داشته که ما عربها به ایرانی ها برتری داریم. البته نمونه های زیادی را هم از وحشی گری عربها در جنگهایی که با ایرانیان داشته اند ذکر کرده بودند و ....

من در جواب آن سایت یا وبلاگ مطالب ذیل را بیان  می کنم که:

من آن امام حسینی را که چنین چیزهایی گفته باشد قبول ندارم. البته میدانم که نگفته است. چون در منبعی که همان نویسنده برای این سخن ناهنجار و ناهمگونش بیان داشته بود، چنین چیزی را نیافتم و اصلا این فرضیه با سایر فرمایشات حضرات معصومین که درود خدا بر آنها باد ، تعارض آشکاری دارد.

اهل بیت علیهم السلام، مکررا فرموده اند که آنچه ما می گوییم اگر مخالف آیات قرآن بود ، آن را روی کاغذ بنویسید و محکم به دیوار بزنید. این می رساند که اینان برای حرفهایی که خلاف قرآن است و از قول آنها بیان شده و به آنها نسبت داده شده و یا کلام خود این حضرات را تحریف داشته باشند، هیچ ارزش و اعتباری قائل نیستند. و حقیقت جو  و حق گو هستند.

من هم اهل بیتی را که شما تعریف کرده اید قبول ندارم. و مطمئنم که هیچ شیعه ای چنین چیزی را قبول نمی کند. و اصلا فلسفه علاقه و محبت ما به این بزرگواران همین است که اخلاقی نیکو و قرآنی و انسانی دارند و گرنه بین ما و ایشان هیچ ارادتی نخواهد بود و ....

البته گرارشهایی را هم از حملات سرداران عرب در زمان خلافای سه گانه نوشته بودند که من واقعا متاثر شدم و مطمئنم که همه ی مسلمانان بر این عقیده اند که اگر این وحشی گری ها حقیقت داشته باشد ، مسلما ظلمی آشکار در حق مردم ایران شده و به هیچ وجه مورد تایید هیچ انسانی نیست.

قتل و کشتار به طور کل مطرود و حرام و غلط و زشت است. چه از خلفا سر زند و چه از سران و فرماندهان سپاهشان و چه بر حسب ادعای آن قماش نویسندگان ، چنین امر خطایی از ساحت یکی از معصومین (ع) رخ دهد. همه ای اینها کریه و ناپسند است.

در طول تاریخ ظلمها و ستم ها بیداد کرده اند و اگر یکی از این قتلها و ستمها هم راست باشد، باید گفت که چرا انسانیت و آدمیت ، رخت بر بسته و وااسفا بر این مصیبت!!!

من هم به ایران و ایرانی علاقه دارم و معتقدم که باید تمدن اصیل و بافرهنگ ایرانیان احیا گردد و ایرانیان هویت واقعی و راستین خویش را به دست آورند و پیشرفت کنند و یک جا نمانند و بشریت همه با هم دست به دست هم دهند و برای هم بسوزند و هیچ کس را نسوزانند و هیچ انرژی و تلاش و نفس مطمئنه ای ضایع نشود و .....

در هر صورت گمان نمی کنم که مسلمانان و شیعیان یک جا نشسته باشند و بی تدبیر هر چه خلفا کرده باشند و یا هر چه به اهل بیت نسبت داده باشند را تایید کنند. بلکه در شیعه تدبیر وجود دارد. اسلام تعقل و تفکر و تدبر را تاکید کرده است. هر آنچه عقل سالم و کامل و دست نخورده و بی غرض انسانی، زشت بشمارد ، زشت است. و فرقی نیست که عامل آن که بوده و یا منتسب به چه کسی بوده است. کار زشت، زشت است.

هیچ کس حق ندارد دیگری را به زور به دین دعوت کند. هیچ اجباری در به دین اسلام گرویدن نیست. ولی هیچ اصراری هم نیست که ما برای اثبات هویت ایرانی خود و گفتن فضایل و مناقب و تمدنهای ایرانیان ، اقدام به تحریف تاریخ و دروغ پردازی های آشکار کنیم. من هم ایران و هم اهل بیت را دوست دارم و عرب پرست هم نیستم. بلکه خدا پرستم. هر کس را هم که خداپرست تر باشد دوست دارم. فعلا برای من محرز است که اهل بیت علیهم السلام ، با فضیلت ترین و کامل ترین الگو و خداپرست ترین و بامعرفت ترین و قابل ستایش ترین افراد روی زمین بوده و هستند. و بیخودی هم هیچ نظری را نمی پذیرم.

توجه من به ایران زمین ، نباید باعث شود که اصول و مبانی را از یادم ببرم.

من به همه ی ادیان و زرتشتی ها و مسیحی ها و یهودی ها و بهایی ها به عنوان یک سلک و آئین و کیش و گروه ، احترام می گذارم و معتقدم ک باید هر کسی تصمیم خود را بگیرد و تصمیم از روی زور در قاموس انسانی جا و مکانی ندارد. ....

برای ارتباط با اینجانب رضا محمدی تبار از طریق ایمیلها و تلفن های ذیل عمل فرمایید:

rezamohammaditabar@gmail.com

mahnajm@yahoo.com

09121536406

02517738160

منتظر ارتباط گرم و صمیمی و پیشنهادهای سازنده ی شما عزیزان هستم.

رضا محمدی تبار

قم

+ نوشته شده در  6 Jan 2008ساعت 8 PM  توسط رضا محمدی تبار 

کاراته یا کونگ فو ، کدامیک بهتر و برتر می باشند؟

عباس جوزدانی

نام مستعار یکی از همشهریان و دوستان من است.

شما او را نمی شناسید ولی من او را می شناسم.

نمی خواهم او را به شما بشناسانم که اگر می خواستم چنین کنم، نام او را می گفتم و از گفتن نامش به شکل مستعار خود داری می کردم.

بلکه میخواهم قصه ای را در موردش برایتان تعریف کنم.

در مدرسه امام صادق (ع) بودیم و با جمع دوستان، گپ می زدیم و از همه جا می گفتیم. تا اینکه سخن از ورزشهای رزمی به میان آمد و در آن میان همین آدم یعنی آقای عباس جوزدانی شروع کرد به تعریف کردن از ورزش رزمی چینی که تازگی ها با آن آشنا شده بود و یکی دو ماه در آن تمریناتی را انجام داده بود، و قیاس کردن آن ورزش با ورزشهای رزمی دیگر!  این در حالی است که او این حرفها را پیش کسی مثل من که خودم استاد یکی از ورزشهای رزمی ژاپنی بودم، می گفت و به قول معروف «برای قاضی ملق بازی»؟ یا به عبارت صحیحش «برای قاضی و معلق بازی»؟؟؟؟؟؟

این مطالب را میشد از نگاههای  اطرافیان که به من و او نگاه هایی معنادار داشتند ، به خوبی فهمید.  ولی من توجهی نکردم و فقط گوش میدادم. اصلا نمیدانم چرا انسانها به جای استفاده دوچندان از دوگوششان به نسبت یک دهانشان ، اصلا اهل گوش کردن نیستند و به قول بعضی ها «پی حرف نمی روند» و یک سره فقط می نالند و حرف می زنند. در هر حال من فقط گوش می کردم. چه مودب بودم من! نه؟

گفت و گفت و گفت تا اینکه همه متفقا به من گفتند که تو چرا از ورزش  خودت دفاع نمی کنی؟ و من هم در جواب گفتم که مبتکران هیچ از ورزشهای چینی و ژاپنی از آباء و اجداد ما نیستند و هیچ ساخته ی بشری نیست مگر اینکه ناقص است و همه جز خدا ، عیب و نقص داریم و ما با سازندگان این ورزشها هیچ عقد اخوت و قرارداد تجاری و تبلیغاتی نبسته ایم و در مجموع معلوم نیست حق با کیست و چه و چه!!!!

اینها را من گفتم  و همه را قانع کردم. به جز خود جوزدانی که قانع نشد و باز هم به گنده گوئی به ابدال همزه به زای ، ادامه داد و داد و داد که پاره شد.

نه خودش!

که رشته ی اعصاب همه!

بلکه او پا را هم فراتر نهاده و مرا به مبارزه طلبید و گفت بیا تا همین جا با هم مبارزه کنیم و برای همگان معلوم شود که کدامین یک از این دو ورزش رزمی بهتر است. که با عدم استقبال  من از این پیشنهاد مسخره ، این قصه موقتا تمام شد.

عباس جوزدانی دائما می گفت که دیدی ترسیدی؟!

من هم به او گفتم آخه خوش انصاف، تو به خودت هم رحم نمی کنی؟ آخه من کمربند بالا دارم و تو مبتدی هستی. معلوم است که رقبای خوبی برای هم نمی شویم. و ....

اینقدر گفت و گفت و گفت که باز هم پاره شد! ولی همانطور که گفتم: «خودش نه! بلکه اعصاب همه»

آخر کار قرار بر این شد که سفتی شکمش را در برابر مشت من به منصه ظهور بگذارد و از من بدبخت خواست که مشتی محکم به شکم او بزنم تا همه بفهمندکه این ورزش چقدر خوب و کاربردی است. من هم به اصرار او و دیگران جلو آمدم و مشت آرامی را فقط به قصد اینکه قائله ختم شود به او زدم و فوری رفتم و نشستم و گوشم را آماده کردم که عباس جوزدانی شادی کنان بگوید که دیدی چقدر سفت بودم؟ دیدی چقدر گنگ فو نسبت به کاراته بهتر است و چه و چه؟

که چشمتان روز بد نبیند!!!

ناگهان دیدم همه دور او را گرفتند و مشغول به هوش آوردنش هستند. من که بی نهایت تعجب کردم، از آنجایی که او اهل شوخ طبعی زیاد و جوک و مزه فوق العاده زیادی بود، هم من و برخی از رفقا گفتند که تئاتر بازی می کند و همه اش سیاه بازی است و بس و چه و چه!!!!!!!

ولی چند دقیقه که گذشت ، به همگان معلوم گشت که واقعا او بی هوش شده و حالش در هم و بر هم است. حتی آمبولانس را هم خبر کردند که یواش یواش به هوش آمد و انگار نه انگار که تا لحظاتی پیش همو بوده که مشغول بلبل زبانی و مبارز طلبی و اروده های نفس کش کنان بوده و ....

اولین چیزی که گفت این بود که من کجام ؟ چی شده؟ و...

و همه ی اینها حاکی از این بود که آسیب شدیدی دیده است. این در حالی بود که مشت من ۵٪ مشت واقعی ام هم نبود.

خلاصه اون روز تلخ به پایان رسید و من بارها خودم را به خاطر اینکه به خواسته ی اون بچه ی بی تجربه گوش کردم ، سرزنش کردم.

ماجرا  گذشت تا اینکه یک روز که در شهرستانمان نجف آباد مشغول تمرین بودیم، دیدم این آقا آمد و با استاد ما که مسئول هیئت کاراته ی شهرستان هم بود ، مشغول مذاکره شد.

من تعجب کردم و کنجکاو شدم که چه مذاکره ای ممکن است بین آنها رخ دهد، که خودش جلو آمد و شروع کرد به من بگوید برای چه کاری آمده است. او گفت که در دهاتشان کلاس کاراته می رود و به اینجا آمده تا غیبت مربی را گزارش دهد و مربی جدید درخواست کند و ... و خلاصه من فهمیدم که او هم کاراته ای شده است.

همه اینها که گفتم یک داستان بود و دلیل بر برتری هیچ ورزشی بر هیچ ورزش دیگر نیست و نخواهد بود . بلکه به نظر من هر کس با هر ورزشی حال می کند ، باید به همان ورزش برود و تمرین کند. مهم هم ورزش کردن است نه تبلیغات ورزشها و مسائل جانبی شان.

اما در یک نظر دقیق تر و کامل تر ، با اینکه من سالهاست که کاراته کار می کنم، ولی به نظرم ورزشهای ملی و اسلامی ، بهترین هستند. مثلا شنا، اسب سواری، کشتی، باستانی و .... و ورزشهایی که فقط سیاست اند  یا بازی و یا مسخره بازی و یا وقت تلف کردن ، اصلا برای وقت گذاشتن و انرژی مصرف کردن، گزینه های مناسیبی نیستند.

 

برای ارتباط با اینجانب رضا محمدی تبار از طریق ایمیلها و تلفن های ذیل عمل فرمایید:

rezamohammaditabar@gmail.com

mahnajm@yahoo.com

09121536406

02517738160

منتظر ارتباط گرم و صمیمی و پیشنهادهای سازنده ی شما عزیزان هستم.

رضا محمدی تبار

قم

+ نوشته شده در  6 Jan 2008ساعت 3 PM  توسط رضا محمدی تبار 

بزرگی گناه قتل و زنا و لزوم ازدواج مجدد و صیغه بخش دوم

ازدواج کنید!

آری ازدواج!

به هم برسید و به هم متصل شوید و بگذارید که همه به هم برسند. و خلاصه مانع وصل کسی نشوید.

مطمئن باشید که پیشنهاد خوبی است. آنچنان سخت هم نیست. البته اگر خیلی از چیزها مثل چشم و هم چشمی و حسادت و قیافه گرفتن و غیره را کنار بگذاریم و هدفمان فقط دوری از گناه و بی بند و باری و حفظ کیان انسانیت باشد، آنگاه کار آسانی است.

بد نیست این خبر را بگویم که در قم موسسه ای تحت عنوان ازدواج آسان تاسیس گردیده که فقط با ۲۰۰ هزارتومان مراسم عروسی شما را به طور فردی و نه به شکل عروسی های گروهی، خیلی هم متشخصانه برگزار می کند. می بینید که می شود آدم بود و بدون در نظر گرفتن یک سری ملاکهای خرافی هم می شود به راحتی ازدواج کرد.

آخر تا کی باید به آیات قرآن عمل نشود؟ مسلما شیطان ملعون برای هر کار خیری مانع تراشی و ایجاد مانع می کند و هوای نفس ما هم هر چقدر شیطانی باشد، به این اقدامات شیطان میدان می دهد. بیائیم و قلب شیطان را به درد بیاوریم و نسل بشر را به سرحدات تولیدش برسانیم و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکنیم.

همه ی اهداف شیطان و شیطان صفتان، حول این محور می چرخد که به نوعی در ادامه تولید مثل در نوع بشر اختلالی ایجاد کنند.

شیطان برای انحراف من و تو قسم خورده است.

شیطان برای ما دشمنی آشکار است.

این را درک کنید و دورش کنیم....

پناه بر خدا از شر شیطان!

او که آباء و اجدادش در روی کرده زمین می زیستند و با همین قتلها و زناها و کشتارها و گناهان و حسد ها و آتش های فتنه و نفاق و شرک و دورویی ، سوختند و نسلشان از روی کره خاکی زمین ور افتاد، اینک در صدد است که این سرنوشت شوم را برای عاقبت نسل من و تو و ما  عملی کند. پس این ما هستیم که باید هوشیار باشیم و بگذاریم ازدواج ها صورت بگیرد.

نباید بحثهای مالی و مشکل تورم و مشکلات عدیده دیگر مانع ازدواج ها شود. مساله اختلاف طبقاتی مهم نیست. مهم خواستن است که توانستن را به ارمغان می آورد. باید برای گسترش نسل بشر هر کاری بکنیم و در این راستا هیچ منتی هم نگذاریم. باید ازدواج مجدد و صیغه را گسترش دهیم. بین زن و شوهر ها صلح و آشتی و صفا و دوستی برقرارکنیم. و بدخواه هیچ انسانی نباشیم. و برای به دنیا آمدن هر یک از فرزندان آدمی ، همه با هم دست به دست هم دهیم و با دل و جان تلاش کنیم. منت هم نگذاریم. بلکه چون کمک در به دنیا آمدن یک فرزند ، مخالفت آشکار با شیطان ملعون و در واقع رضایت خداوندی را به همراه دارد و در نتیجه به جرگه ی اعمال خوب و نیکوی هر فردی می افزاید، پس دیگر هیچ منتی باقی نمی ماند. تازه باید از مسببین و عاملین و کسانی که باعث کاشته شدن این فرزند بوده اند، کمال تشکر را هم بکنیم! که اگر غیر این کنیم به طور خواسته یا ناخواسته از جنود و ایادی و نیروهای شیطان که خدایش لعنتش کند، گشته ایم. و این برای ما که قرار است از قرآن و اهل بیتی که در نهایت خوبی و فرزانگی و عزت و شرف هستند اطاعت و تبعیت کنیم، به بیراهه رفتن و کمال گمراهی است.

و ظلم بزرگ و کم عقلی بی نهایتی است که در حق خودمان انجام می دهیم. پس نکنیم این کار را و باز با هم باشیم همچو قطره های باران رحمت الهی و لذت با هم بودن را  تجربه کنیم.

به امید ساختن ایرانی آباد و جهانی انسانی

برای ارتباط با اینجانب رضا محمدی تبار از طریق ایمیلها و تلفن های ذیل عمل فرمایید:

rezamohammaditabar@gmail.com

mahnajm@yahoo.com

09121536406

02517738160

منتظر ارتباط گرم و صمیمی و پیشنهادهای سازنده ی شما عزیزان هستم.

رضا محمدی تبار

قم

+ نوشته شده در  5 Jan 2008ساعت 1 PM  توسط رضا محمدی تبار 

زشتی قتل و زنا و لزوم ازدواج مجدد و صیغه بخش اول

سلام!

سلام به تو!

سلام به شما!

سلام به تو دوست مسلمانم!

سلام به زندگی با طراوتم که در پرتو عشق و در پرتو عمل به احکام الهی، همواره و هر لحظه با طراوت تر هم می شود!

سلام به همه قشنگنی ها!

مثبت؟

مثبت بیاندیشم؟!

چشم!

حتما!

مثبت می اندیشم.

حسن ظن  و گمان نیکو خواهم داشت.

و چه زیباست این گونه زندگی همراه با گمان نیکو! هم راحت است و هم شاد و هم خوش!

باز هم صبح شد و من باید از بهر لقمه نانی و برای چرخه زندگی بیرون روم و به کارهایم برسم!

تورم با من و توی ایرانی این کرده است که می بینی! خدا شیطان را لعنت کند!

چه کسانی، آری به راستی که چه کسانی برای آمدن این تورم ها و جنگها و ذلتها تلاش و برنامه ریزی می کنند؟

چه خونها که ریخته شد و هنوز هم در حال ریختن است! همه اینها برای چه بود؟ برای این که من و تو در سختی و عذاب باشیم؟ یا برای اینکه طعم راحتی را ما هم بچشیم؟

نمی دانم با چه زبانی می شود این آیاتی را که در مورد گناهان مختلف مثل قتل و زنا و دروغ و غیبت و تهمت و دزدی و غیره است، برای مردم تبیین کرد؟! فقط اینقدر می دانم که غیبت و دروغ و قتل و زنا و سب و کم فروشی و غیره، همگی حرام است و انجامش گناهی بزرگ است. حال شما به من بگویید که چگونه می شود به گوش جهانیان اعم از مسلمان و غیر مسلمان رسانید که قتل و زنا نکنید؟!

تا کی قتل و کشتار؟؟؟

تا کی غارت اموال و حیثیت و آبرو و ناموس؟

تا کی گناهانی به این بزرگی؟

چرا باید اینقدر زنا رایج گشته باشد؟!!!!

چه آسان هر کی از مرد و زن و پیر و جوان که اندک تقوایی نداشته باشد، تن به این عمل شنیع که همانند قتل باعث زایل شدن نسل بشر می شود، می دهند!!!!!!!!!!!!!

به جای زنا، در محیطی آرام و امن و خوب و صمیمی و خوش، مثل خوبان از ابناء بشر، سنت رسمی و بی دغدغه ازدواج را رونق دهید!

آری ازدواج!

کار سختی را پیشنهاد کردم؟

 

برای ارتباط با اینجانب رضا محمدی تبار از طریق ایمیلها و تلفن های ذیل عمل فرمایید:

rezamohammaditabar@gmail.com

mahnajm@yahoo.com

09121536406

02517738160

منتظر ارتباط گرم و صمیمی و پیشنهادهای سازنده ی شما عزیزان هستم.

رضا محمدی تبار

قم

+ نوشته شده در  4 Jan 2008ساعت 4 PM  توسط رضا محمدی تبار 

سبکبال

خواستم که بنویسم ، گفتم که چه بنویسم؟  از نامردی های دوران بنویسم؟ یا از بی لیاقتی های خودم؟ از خلف وعده های دوستان یا از مرارت های روزگار؟ خلاصه ترکیب همه ی اینها این شد که فعلا ننویسم. اما «ننویسم» یعنی برای کسی ننویسم. نه این که برای این دل بیچاره ی بی نوایم هم ننویسم. که نوا و چاره ای برای من ، جز نوشتن های این چنینی نبوده و شاید هم که نخواهد بود.

آخر کسی که تاب شنیدن حرفهای مرا ندارد. یکی رد می کند و یکی اجتهادش و دیگری طردم می کند. هنوز مانده ام که این انسانها چرا از دو گوششان ، دو برابر یک دهانشان کار نمی کشند؟

چند چیز را باید حفظ کنم. یکی اسرارم و در اسرارم ، گناهانم و در گناهانم ، بی گناهی ام را و در بی گناهی ام ، راه های بازگشت به طینتی پاک و محترم را.

اما دومی که باید حفظش کنم و محترمش همواره بدارم ، دوستی ها و دوستان و اقرباء و عزیزانم و دلبندانم است که نمی دانم از چه راهی و چگونه از سر تقصیراتشان بگذرم؟ ظلمها می کنند و ستمگری مرا مدعی اند! گناه ها و جفا ها می کنند ، آنگاه کور خود و بینای مردمند.

نمی دانم این دل من چه چیزهایی را می خواهدکه بیرون بریزد و نهایتش چه هدفی را دنبال می کند؟ ولی همین قدر می دانم که کمتر یا هیچ وقت ، اشتباه نمی کند!!!

فی الحال من ماندم و درد جدایی ، جدایی آی جدایی آی جدایی! جدایی ، تو با من چه کردی؟!!!!

آری من ماندم و بیچارگی ها و این دل وامانده از کاروان و دوستان و عزیزان که رفتند و مرا تنها گذاشتند و مرا بیچاره نامیدند و سبکبال رفتند و به پرواز عاشقانه خویش پرداختند. و چه زیباست سیر و صعودشان! و چه زیباست سیر و سلوکشان! و چه هنرمندند این مردمان!

برای ارتباط با اینجانب رضا محمدی تبار از طریق ایمیلها و تلفن های ذیل عمل فرمایید:

rezamohammaditabar@gmail.com

mahnajm@yahoo.com

09121536406

02517738160

منتظر ارتباط گرم و صمیمی و پیشنهادهای سازنده ی شما عزیزان هستم.

رضا محمدی تبار

قم

+ نوشته شده در  4 Jan 2008ساعت 9 AM  توسط رضا محمدی تبار