آغاز سخن به نام ایزد رهنمای مهربان
یک سخن پیچیده، آن نوشته شده
ای است که هیچ شک و تردیدی در او نیست.
مایه ی رهیافت است برای پارسایان.
همانانی که به پنهان گرویده اند و همایش های راز و نیاز برپای دارند
و از آنچه روزی شان نمودیم، به دیگران نیز بخشند.
و نیز کسانی که گرویده اند به همان چیزی که بر تو فرو فرستاده شده
و به آنچه بر پیشینیان تو فروفرستاده شده است.
و به واپسین روزگاران باوری سفت دارند.
اینانند که بر رهیافتی از پروردگارشانند و اینانند که همانا رستگارانند.
همانا کسانی که ناآرامنند، برابر است بر ایشان
که آنها را بیم دهی تا ندهی! هیچ گرایش و آرامشی نخواهند یافت.
خدایگان بر دلهایشان و بر شنیدنگاه هایشان مهری جانانه زده
و بر دیدنگاه هایشان پرده ای است
و برای ایشان است شکنجه ای بزرگ.
و از مردمند گروهی که میگویند:
به خدا و روز پسین گرویدم و نه این است که ایشان گرویده باشند.
بلكه اينان به خدا و کسانی که آرامش یافته اند، نیزنگ می زنند
و نیزنگ نمی کنند مگر خودشان را
و نه این است که ککشان هم می گزد.
در دلهایشان بیماریی است پس بیافزایدشان خدایگان بیماریی را
و برای ایشان است شکنجه ای دردناک،
در برابر آن دورغهایی که می گفتند.
و هنگامی که گفته شود به ایشان: چیزی را در زمین نگندانید!
می گویند: این است آنچه که ما آبادگرانیم.
آگاه باشید که این است که ایشان همانانند که گند زدگانند.
ولی نه این است که شعورشان برسد.
و هنگامی که گفته شود به ایشان: آرام باشید همچنانکه مردم آرامند،
گویند: آیا ما نیز بی سر و صدا باشیم همچنانکه این مردم نادان هستند؟
آگاه باشید که این است که ایشان همانانند که نادانند.
ولی نمی دانند که نمی دانند.
و هنگامی که دیدار کنند مردم آرام را گویند ما نیز اکنون در آرامش هستیم.
و آنگاه که به خلوت دم ساز شیطان های خویش در آیند،
گویند که این است که ما با شمائیم،
این است آنچه که ما به ریشخند گیرندگانیم.
خدایگان ، خود جانانه ریشخندشان زند.
و کشان کشان در سرکشی شان فرو می کندشان!
اینها کسانی اندکه گمراهی را به رهیافت فروختنند.
پس نه که سود بخشید بازرگانی شان،
و نه که راهنمایی شدند.
نمودار اینان همانند کسی است که آتشی بیافروزد.
تا که روشن کند پیرامون خود را،
پس تا روشن کند اطراف خود را، خدایگان آن روشنی شان ببرد
و ایشان را در تاریکی هایی رها کند.
کرانند، گنگانند، کورانند، پس ایشان باز نمی گردند به حالت و زمان و نعمت
اولیه
این ثمره ی ناشکری و نفاق و امراض روحی شان است.
این نمونه ای نمودارین از اینان بود.
یا نمودارشان مثل تندبارانی است از آسمان،
که ببارد و در آن باشد تاریکی ها و رعد و برق وحشتناک و دلهره آفرین.
که در آن حال قرار می دهند اینان،
انگشتهایشان را در گوشهایشان از ترس این صاعقه ها،
از ترس مردن،
که نمیرند.
و خدایگان بزرگ فراگیر و جهانگیر است مر ناسپاسان را،
که به هر کجای و هر مسلکی و سمتی باشند،
همو با آنها و در بر گیرنده ی آنهاست.
زود است که برق ،
روشنی چشم از آنها ببرد.
هر گاه روشنی یافتند، در آن روشنی قدم بر می دارند و راه می روند.
و هر گاه به تاریکی خوردند، از حرکت باز می ایستند.
حیرت زده و بهت زده،
ترسان و لرزان!
و اگر خدای توانمند می خواست ، هر آینه می زودود از ایشان،
شنیدنگاه هایشان و دیدنگاه هایشان!
که نه هرگز بشنوند و نه هرگز ببینند چیزی را!
همانا خدایگان بر هر کاری توانا و زبردست است.