تبليغاتX
رضا محمدی تبار

رضا محمدی تبار

mahnajm@yahoo.com

اعتراض به گروه زبان سازمان آموزش و پرورش استان قم

غمگینه و ناراحته، چرا؟

    چون بهش نامردی کردن!

           چون باهاش بدقولی کردن!

نامردها قرار اردو رفتنشون کنسل شده ولی به یک انسان متشخص و خانواده دار نگفته اند.

در حالی که وقت او هم ارزش داشت و مثل بقیه یک انسان باشخصیت بود.

می توانستند قرار کنسل شدن را به او هم خبر دهند.

باید این ظلم را گفت که حداقل در برابر ظلم کوچکترین مقاومتی شده باشد.

و تا حداقل مصداق ظلم را پیدا کرده باشد و شخص مظلوم به اجر خود برسد.

وگرنه این دیگر ظلم نخواهد بود  بلکه انظلام است و هم ظلم کننده و هم ظلم شونده و ستم پذیر هردو مستوجب عذاب و خشم الهی هستند.

==========================

+ نوشته شده در  16 May 2008ساعت 7 AM  توسط رضا محمدی تبار  | 

نامه خدا به من و تو رسیده و می رسد

ما و نه هیچ کس دیگر، به موسى و موسی ها و همه افرادی که در شرایط موسائی قرار گیرند، كتاب و نوشته شده و متن و برنامه ای الهی و  آسمانى داده و خواهيم داد.

 و هیچ گونه تردید و شكی نداشته باش نه تو و نه هیچ مسلمان یا غیر مسلمان دیگری، كه او یعنی موسی و آنکه مثل اوست در پیامبری و رشد و در اینکه می خواهند احقاق حقوق و ظلم ستیزی کند، آيات الهى را دريافت داشته و فهمیده و درک کرده و همیشه مشغول عمل به آن است و به هیچ چیز دیگر نمی اندیشد.

 و ما یعنی خدا و زیردستان بارگاه الهی اعم از ملائکه و وسائل و اوساطی که جز اطاعت خدا نمی دانند، آن را وسيله هدايت و راهنمایی و رهیافت برای  بنى اسرائيل و البته برای همه ی مردم قرار داديم!

لکن این فقط یک وسیله بود و مابقی راه را نباید بیکار باشید. بلکه باید از خود حرکتی نشان داده و کاری و ابتکاری داشته باشید.

۰۳۲۰۲۳

+ نوشته شده در  12 May 2008ساعت 3 PM  توسط رضا محمدی تبار  | 

از کجایش بگویم؟

روز و شب یکی پس از دیگری می آیند و می روند و روند زندگی من و تو ظاهرا که درست و بی مشکل است. ظاهرا هر چیزی سر جای خودش است. سید محمد حسین می گفت که در ایران پیشرفت شده و دلیل پیشرفت را وجود تاکسی تلفنی و باجه های عابر بانک و چراغ قرمز ثانیه شمار و یک سری مقولات این چنینی عنوان می کرد.... به نظرم رسید که این قبیل پیشرفتها در هر کشوری پس از گذشت اینهمه مدت از شیوع اصلاحات و خودباوری ها طبیعی و روال حداقل است و نه حد اکثر! پس خوشحالی آنچنانی ندارد!

به نظرم رسید که شاید بد نباشد تاریخ دبی ، از ۵۰ سال پیش تا حال بررسی شود و باورها بباورند که دبی هیچ هم نبود و الآن دبی شده است. چرا تهران و قم و اصفهان و کیش و یا هر یک از شهرهای ما این پیشرفت را نکند؟

متروی قم و تهران ساده ترین و کم خرج ترین پیشرفتی است که نسبت  نتیجه و تبعات مثبتی که دارد به سایر طرح ها چند برابر است. پس کی قرار است به این مهم جامه ی عمل بپوشانند؟

کشت قطره ای زیتون در بیابانهای عریض و طویل قم ، کمترین کاری است که مسئولین کشاورزی می توانند انجام دهند. همان کاری که من شنیده ام در یک حد و حدودش را در استان فارس و اطراف شیراز کرده اند.

سوهان اصلی قم را آنموقع ها که درس طب از کتاب قانون در طب بوعلی می خواندم، از استادمان شنیدم که برای امراضی و نیز برای ازدیاد و قوی شدن بنیه خوب است ولی مع الوصف مسئولین رسیدگی به این امر کاری برای اصلی شدن و از حالت تقلبی درآمدن سوهان قم نمی کنند. و یا اگر می کنند نتیجه ای نداده است.

با این همه کمبود مدرسه و فضای آموزشی و دانشگاهی که مسئولین آموزش کشور مدعی اند، چرا باید از فضاهای بسیار وسیع مساجد و تکایا و همان مدارس و دانشگاه ها در ۲۴ ساعت از شبانه روز استفاده نکنیم؟ شبها را گفته اند دو سومش را بیدار باشید ولی متاسفانه آنچه رایج است این است که ما قسمت اصلی شب را که مخصوص خواب است یعنی از ساعت ۹ تا ۱۲ یا ۲ را بیداریم و بعدش را که تازه وقت بیدار شدن و فعالیت های فردی و یا گروهی است، همگی به صورت فردی یا گروهی در خواب به سر می بریم.

برای این کمبود بنزین که مسئولین انرژی و نفت مدعی اند و همچنین برای کاهش تصادفات و ترافیک و مرگ و میر، بهترین راه این است که خیلی از امور اینترنتی شود. هیچ لزومی ندارد که این همه دانش آموز و دانشجو و طلبه ، ساعات زیادی از عمرشان را در راه و در خارج از منزل هدر دهند. بلکه می توان با اینترنتی و باصطلاح مجازی کردن کلاسها هم در وقت و انرژی صرفه جویی کرد و هم در کاهش مصرف بنزین و شیوع تصادفات و مساله ترافیک گامی برداشت.

بسیاری از خرید ها را هم می شود از طریق اینترنت انجام داد. تا کی مردم می خواهند در صف نانوایی  و شیر باشند؟ تا کی مردم ما باید سر ایستگاههای مترو و اتوبوس ، منتظر باشند و وقتشان تلف شود و اعصابشان به هم بریزد؟ به تاثیر این اتلاف وقتها در بالارفتن آمار طلاق و در کاهش و بی کیفیتی تربیت فرزندان و نیز در پائین آمدن وجدان کاری و غیرتها اندیشیده اید؟

امروز دیگر وقت پیشرفت و عقب نماندن از کشورهای دیگر است. امروز دیگر وقت این است که سرعت اینترنت بالا رود و کارهای اینترنتی تبلیغ و فراگیر شود. دولت و تریبونها می توانند این روند را گسترش و تبلیغ کنند و به همگان تفهیم کنند. گرچه لازم به تفهیم نیست. چون ضرورتش را همه می دانند و اصولا زبانزد همه مردم فرهیخته و فرهنگ دوست و حتی مردم عادی است. مهم این است که به این مهم ها عمل شود.

در ادارات گسترده ای مثل آموزش و پرورش ، واضح است که معلمی که می تواند در مدرسه ی سر کوچه شان تدریس کند ، صددرصد کیفیت بیشتری خواهد داشت تا آنکه او را به آنطرف شهر پست کنند. چه بهتر که این قبیل ادارات با یک ساماندهی اصولی و انساندوستانه و انسانی و عاقلانه ، به چنین معضلاتی پایان دهند. جای بسی تاسف است که معلمی باید دو ساعت رفت و دوساعت برگشت به محل کارش را برای ۴ ساعت تدریس داشته باشد. به غیر از بحث ترافیک و خرد شدن و له شدن این معلم در چنین مسیری به کم شدن کیفیت و کارائی اش نیز ، بد نیست که توجه شود.

در اندیشه ام که کی مملکت ما قله های واقعی و نه خیالی از ترقی و رشد را می پیماید و کی می شود که مردم ما نیز در دنیا سرافرازانه باشند و کی می شود که طبلهای تو خالی صدایشان را تقطیع کنند و فرصتی هم به مغزهای پر دهند. و ای خدای مهربان تو به من بگو که چگونه است عاقبت ما؟ نکند که گرفتاریم و گرفتاریمان به درازا نیز می انجامد! و تو ای خدای خوب و تو ای خدای نازنین: فقط تو ای خدا! 

+ نوشته شده در  23 Apr 2008ساعت 3 PM  توسط رضا محمدی تبار  |