فقر فرهنگی و معنوی
فقر فرهنگی بسیار مهم تر از فقر مادی است. اصلا فقر مادی اهمیتی ندارد و چه بسا خوب هم هست. پیامبر اسلام نیز فرموده است که الفقر فخری یعنی فقر و نداری، فخر و مایه ی مباهات من است. ولی در مقابل حدیثی هم می گوید که کاد الفقر ان یکون کفرا و یا کاد الفقر ان یکفر که صددرصد در هر این حدیث منظور فقر فرهنگی است که انسان را به کفر می رساند. همچنین کفر هم در اینجا به احتمال زیاد کفران نعمت است و نه کافر شدن! چون کفر به خدا و معاد و سایر التزامات دینی و حقه، باید در ماده ی کفر از حرف جارّۀ بـ استفاده شود. و چون در این احادیث عبارت کفر با بـ استفاده نشده، لذا معنایش کفران نعمت و ناسپاسی است.
پس منظور از فقری که فخر پیامبر است، نداری و فقر مادی است. چون واقعا با نداشتن و بی پولی، فکر آزاد تری برای انسان هست و انسان سرمایه دار و پول دار دائما غصه ی اموال و حفظ آنها را دارد و اطرافیانش هم همیشه با طمع به او و اوقاتش می نگرند و حتی در برخی موارد مرگش را طالبند تا به ارث و میراثش برسند. در مجموع خود انسان پولدار، وجهه و اعتباری ندارد و فقط پولش ارزش دارد.
اما در مقابل، انسانی که فقیر مادی است و چیزی ندارد، اگر مالامال از غنای معنوی و فرهنگی هم باشد، هیچ غم و غصه ای ندارد و زندگی و مرگ راحتی را خواهد داشت و همیشه در آرامش و راحتی به سر می برد و دنیا و آخرتش تامین است.
آنچه در حدیث گفته شده، منظورش فقر فرهنگی و معنوی است که به کفر و یا کفران کشیده می شود. ولی فقر مادی هیچ مشکلی ندارد و مایه ی فخر و مباهات رسول گرامی اسلام نیز بوده است. بد نیست که من و شمایی که مسلمانی را مدعی هستیم، به فقر های فرهنگی خود و اطرافیانمان توجهی بیش از پیش بنمائیم و دائما دیگران را به این مهم دعوت کرده و امر به این معروف با عظمت کنیم.
